تبليغاتX
ازدواج یعنی تجـــــــــــاوز شرعی
سلام دوستان

این وبلاگ به علت فیلتر شدن به  ادرس زیر تغییر یافت

http://edalat2010.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 3:15  توسط atefe | 

        

پنجشنبه 2ابان 87 با استاد کمالی درس روش تحقیق داشتم قرار بود دانشجو ها موضوعات تحقیقشون رو روی یک کاغذ بنویسن و به استاد تحویل بدند تا استاد اونو تایید کنه ، موضوعی که من انتخاب کرده بود <<تاثیر خشونت جنسی خانگی بر افزایش افسردگی زنان>> بود، ولی متاسفانه مورد تایید استاد قرار نگرفت ،هر چی فکر کردم نفهمیدم که کجای موضوع من معیوبه ؟ تا اینکه متوجه ی یه مسئله ای شدم استاد کمالی در یک خانواده ی روحانی بزرگ شده بود معمولا یه همچین افرادی غیرت و تعصب بی جا نسبت به این مسائل دارند و به دلیل خصوصی بودن این روابط تمایلی به بحث در مورد اون رو ندارن ، دیگه اهمیتی نداره که چه بر سر زنان ما میاد ، کم نیستند زنانی که مورد خشونت جنسی همسرانشون قرار میگیرن رابطه ی جنسی برقرار میکنن که  از اون لذت نمی برن چرا ؟چون تعدادی از این مردان اگاهی کافی در برقراری تماس جنسی ندارن و در واقع به جای اینکه بیشتر به لذت خود و همسرشون فکر کنن فقط قصد دارن خود به لذت  برسند <<در انگلستان اگر مردی بدون رضایت همسرش با او رابطه ی جنسی برقرار کند ، عمل او تجاوز محسوب میشود>> زنان هم به خاطر خصوصی بودن این روابط خشونت جنسی  همسرشون رو نقل نمیکنن << چون بنا به شرع اگر زنی به شوهرش تمکین نکند شوهر نخست از طريق پند و اندرز، سپس با جدا كردن بستر خويش و قهر كردن وارد گردد; اگر هيچ وسيله اى مؤثّرنشد، در اين صورت مى تواند او را بزند>>  این مورد قيدي را براي لحاظ شرايط روحي و عاطفي زن درنظر نگرفته. درحالي كه در بسياري از قوانين كشورهاي جهان توسل مرد به زور و جبر براي ايجاد رابطه جنسي با همسر خودش مصداق زناي به عنف محسوب مي‌شود، وجود قانوني كه زن را در هر شرايطي ملزم به تمكين خاص از شوهر مي‌كند در جامعه ايراني كه با آموزه‌هاي ديني رشد يافته و كرامت انساني جايگاه ويژه‌اي دارد، سوال برانگيز است.

و مسئله بحث انگیز تر محدوده ی رابطه ی جنسی با همسر است، سکس مقعدی به شدت مورد نکوهش قرار گرفته <<اگر زن خواستار ان باشد مکروه و اگر مرد خواستار ان باشد حرام است>>این در حالی است که ایت الله سیستانی سکس مقعدی را حرام نداسته اند و تنها ان را مکروه می دانند هر چند دیگر مراجع تقلید این عمل را حرام میدانند ولی امروزه با گسترش فیلم های پورنو به راحتی با یکدیگر سکس مقعدی میکنند به طوری که همه ان را مجاز تصور می نمایند دیگر اهمیتی ندارد  که زن چه درد ها و رنج هایی را باید تحمل کند  تا مرد به لذت برسد

 چند روز پیش خبری را در یک سایت خواندم

متن خبر:

ف.الف ۱۵ ساله یکسال است که ازدواج کرده و در طول این یکسال، رابطه جنسی با همسرش تنها از پشت صورت گرفته است. وی پس از چند مرتبه که شروع به مقاومت و اعتراض به این شکل از رابطه می کند، نه تنها مورد ضرب و شتم قرار می گیرد بلکه از آن پس همسرش دست و پای وی را بسته و به زور به وی تجاوز می نماید.

 در آخرین نزدیکی صورت گرفته به علت خشونت بسیار در برقراری رابطه، تمامی مجاری داخلی پاره شده و ف. الف دچا رخونریزی شدید می گردد که وی را به ناچار به بیمارستان منتقل می کنند. پس از تایید پزشک و مراجعه به پزشکی قانونی و گرفتن گواهی، ف. الف به دادگاه شکایت کرده و تقاضای طلاق می نماید. اما دادگاه علت را برای تقاضای طلاق، کافی تشخیص نداده و به بیان این نکته که این عمل در اسلام کراهت دارد و به همسر شما تذکر داده خواهد شد که از برقراری این شکل از رابطه اجتناب کند بسنده می کند و برای مجاری پاره شده نیز دیه در نظر می گیرند.

http://www.prfco.com/modules.php?name=News&file=article&sid=407

ایا با عدم برخورد جدی با این گونه خشونت های جنسی خود باعث افزایش خشونت های  جنسی خانگی نمیشویم؟

چرا هیچ گاه به ازارو شکنجه هایی که زنان از شوهرانشان میبینند  توجه نمیشود ایا این خشونت های خانگی با تجاوزات غیر قانونی تفاوتی دارد؟  هر دو  انها مورد تجاوز قرار گرفته اند  هر دو انها افسرده ورنجیده خاطراند هر دو انها دچار اسیب های روانی جدی  هستند،روزانه قرص های روانی زیادی مصرف میکنند با این تفاوت که تجاوزات غیر قانونی مشروع نیست اما تجاوزات  خانگی جنبه ی مشروع دارد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 11:0  توسط atefe | 
                     

اگر تا کنون لگد خورده اید، شما را هل داده اند یا با خشونت تهدید شده اید.اگر حس کرده اید که  انتخاب در باره چگونگی گذراندن حقوقتتان و اینکه کجا بروید و یا چه بپوشید ندارید.اگر بدون اینکه کاری انجام داده باشید بدون دلیل به انجام آن متهم شده اید.اگر برای کارهای هر روزتان باید از همسرتان اجازه بگیرید.اگر درباره خود احساس بدی دارید چون همسرتان به شما اهانت می کند، دشنام می دهد و شما را تحقیر می کند.اگر رابطه تان با همسر و دوستانتان محدود شده است زیرا همسرتان چنین خواسته است.اگر به دلیل ترس از خشم همسرتان تصمیم های او را می پذیرید.اگر از جانب او متهم به بی وفایی می شوید.اگر رفتارتان را عوض می کنید تا او را عصبانی نکنید.

اگر تاکنون به موارد بالا در زندگی مشترکتان روبه رو شده اید، بدانید شما هم دچار خشونت خانگی هستيد. نکات بالا یکی از نشانه های خشونت خانگی است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 0:44  توسط atefe | 
ميزان ولايت و اختياري كه شوهر بر همسر خود دارد، تا چه حدي و در چه اموري است؟ آيا اين اختيارات شوهر منوط به اين است كه شوهر وظايف خود را انجام داده و داراي شرايط خاصي باشد يا مطلقاً با اجراي عقد داراي اختيار مي شود؟

شوهر تكاليفي دارد كه موظف به انجام آنها است و واجباتي نيز بر عهدة زن است. آنچه بر شوهر واجب است عبارت است از: 1.نفقه دادن به مقدار مناسب حال و وضع همسر؛ به نحوي كه اگر همسر بگويد من پخت و پز نمي كنم مرد بايد غذاي پخته شده حاضر كند. 2.همخوابي كه هر چهار شب يك بار بايد با همسر خود داشته باشد. 3.همسر خود رااذيت نكند وكتك نزند و... وظايف زن عبارت است از: 1.تمكين و مهيا بودن براي آميزش جنسي در هر وقت كه مرد بخواهد 2.از خانه بدون اجازه او خارج نشود، مگر براي عمل واجبي مانند حج 3.در شير دادن به بچه اگر زن مطالبه اجرت كند بر مرد واجب است بدهد، و همچنين براي كار در خانه، اگر مطالبه پول بكند مرد بايد بدهد.

http://www.istefta.net/ans.php?stfid=5271&subid=9  

 همین طور که متن بالا را مشاهده میکنید با منبعی که ذکر شده خانه داری از جمله ی اشپزی ِ شست و شوی لباس شوهر.....ازجمله وظایف زن محسوب نمیشود پس چگونه است که همیشه از زنان انتظار چنین اعمالی را دارند ؟!به غیر از این است که انجام این اعمال توسط زنان در طول تاریخ در حالی که وظیفه ی انها نبوده به صورت عادت در امده به طوری که خود زنان هم فکر میکنن که وظیفه دارند برای شوهرشان اشپزی کنند

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 18:25  توسط atefe | 
 

 

شاید تعجب كنید ختنه دختران این دیگر چیست ؟ این عمل یا همان ناقص‌سازی جنسی زنان (ختنه زنان) عملی است که طی آن بخشی از آلت تناسلی زنانه به خصوص ک لیتو ریس و لبهای آن بریده می‌شود. این عمل که میل جنسی در زنان را تا حد بسیار بالایی نابود می‌کند، سابقا در میان اعراب بسیار متداول بوده است، اما امروزه نیز توسط گروه‌هایی از اعراب، بخصوص در شمال آفریقا مرسوم است. ناقص‌سازی جنسی زنان نزد گروههای دفاع از حقوق بشر و فعالان جنبش زنان یکی از مصادیق خشونت علیه زنان تلقی می‌شود

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 3:42  توسط atefe | 
             

تجاوز شرعي

مرد فحش مي‌دهد. زن فرياد مي‌كشد. مرد فرياد مي‌كشد. زن به اتاق مي‌گريزد. مرد به سمتش حمله‌رو مي‌شود. زن به گوشه‌اي پناه مي‌برد. مرد سيلي مي‌زند. زن گريه مي‌كند. … . شب هنگام، مرد به كنار زن مي‌آيد، او را در آغوش مي‌گيرد. زن تحمل عطر تنش را ندارد. مرد مي‌بوسدش. زن تحمل بوسه‌هايش را ندارد. مرد بدون توجه پيش مي‌رود، زن ديگر تحمل بدن خود را به كه عطر مرد آغشته شده را ندارد. زن اما چاره‌اي ندارد. همچون عروسكي، بي هيچ واكنش و علاقه، تمكين مي‌كند.

زن خسته است. مرد اما سر حال است. زن بي حس است. مرد اما روز خوبي را پشت سر گذاشته. زن به خوابي عميق احتياج دارد. مرد اما پايان خوشي هم براي اين روز مي‌خواهد. زن چشمانش را مي‌بندد. مرد دستانش را به گرد زن حلقه مي‌زند. زن خودش را به خواب مي‌زند. مرد بي توجه ادامه مي‌دهد. زن بغض مي‌كند. مرد متوجه نمي‌شود. زن بدنش را منقبض مي‌كند. زن با اكراه به طرف مرد بر مي‌گردد. زن از ترس گريز مرد به زن ديگر، تمكين مي‌كند.

دخترك 13 سال دارد. با گيسواني بلند و زيبا و چهره‌اي كودكانه و معصوم. دخترك مطابق سنت و رسم با پسر 22 ساله ازدواج مي‌كند. دخترك نمي‌داند معني زن و شوهري چيست. نمي‌داند بچه از كجا مي‌آيد. نمي‌داند روابط جنسي يعني چه و توقع ندارد شب اول مردي را لخت تحت نام شوهر ببيند. دخترك خردسال است و هنوز در هواي بازي‌هاي كودكي. وقتي مرد به سراغش مي‌آيد، وقتي مرد عريان در برابرش قرار مي‌گيرد، دخترك ميترسد،‌گريه مي‌كند،‌فرار مي‌كند. روز بعد، مرد، دخترك را در اتاقي حبس مي‌كند و شب هنگام به سراغش مي‌رود. روي شمين پرتش مي‌كند. پاهاي دخترك را مي‌گيرد و با طناب، يك پايش را به جايي مي‌بندد و پاي ديگرش را به جايي ديگر. دخترك فرياد مي‌زند. التماس مي‌كند. مرد اما … . حالا دخترك بزرگ شده و از شوهر متجاوزش فرزندان مشروعي دارد. حالا اين زن با آسيب‌هاي رواني جدي، با مصرف روزانه قرص‌هاي آرام‌بخش، مادر است. مادري كه هميشه تمكين كرده است.

در جوامعي مثل ايران، به دليل بافت اجتماعي و فرهنگي كه از آن برخوردارند، نگرش به زن، نگرش قيم به صغير است. نگرشي خاص جوامع مرد سالار. که زن را حتی بر بدن خود مختار نمی بیند و اصرار دارد برای حتی خصوصی ترین روابط وی نیز تصمیم بگیرد. تصمیمگیری ها تا انجا پیش میرود که زن را وسیله ای برای لذت مرد شناخته و او را قانونا مجبور به همخوابگی با مردی میکند که صرفا به دلیل یدک کشیدن نام شوهری تسلط همه جانبه بر زندگی زن دارد. این همخوابگی جنبه مشروع دارد و وقتی زن به عقد مرد در می اید دیگر مهم نیست در پس دیوارهای خانه چه روی میدهد و تحت نام حرمت خانواده و خصوصی بودن روابط بسیاری از تجاوزات اتفاق می افتد....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 2:19  توسط atefe | 
           عدالت

ديه اش نصف ديه توست.
و مجازات زنايش با تو برابر.
می تواند تنها يک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی.
برای ازدواجش – در هر سنی – اجازه ولی لازم است و تو هر زمان بخواهی – به لطف قانونگزار می توانی ازدواج کنی.
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ....
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی.
او می زايد و تو برای نوزادش نام انتخاب می کنی.
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد.
او بيخوابی می کشد و تو خواب حوريان بهشتی را می بینی.
او مادر می شود و همه جا می پرسند : (نام پدر ؟)
و هر روز :
او متولد می شود ، عاشق می شود ، مادر می شود ، پير می شود و بعد می ميرد.
و قرنهاست که او :
عشق می کارد و کينه درو می کند.

و تو انقدر مردمک چشمهایت تنگ است که این واقعیات در آن نمیگنجد

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:58  توسط atefe | 
 

بحران هویت در زنان        

در سال 1963، یک روان‌شناس آمریکایی به نام بتی فریدن با یک وضعیت روانی غیرعادی که در بین زنان، در سنین مختلف، به طور گسترده‌ای شایع بود روبرو گشت. او در ابتدا دلیلی برای وجود این وضعیت نمی‌شناخت و از این رو در مقابل این پدیده کاملاً گیج و حیرت‌زده شده بود. زنان (اکثراً متاهل) از افسردگی، ناتوانی در تمرکز کردن، گریه بی‌دلیل، خواب زیاد و احساس خستگی غیرعادی شکایت داشتند. آن‌ها در یک کلمه، احساس ناخشنودی و غمگینی می‌کردند. و همان طور که گفته شد ظاهراً دلیلی برای وجود چنین احساسی در بسیاری از آن‌ها وجود نداشت. آن‌ها ازدواج‌های موفقی داشتند، فرزند داشتند، از نظر مالی مشکل خاصی نداشتند و در شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های محلی عضویت داشتند و فعالیت می‌کردند. بسیاری از آن‌ها قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج و بچه‌دار شدن، حداقل یک یا دو سال تحصیلات دانشگاهی داشتند.                                                                                       
فریدن به علّت وجود افسردگی در بین زنان پی نمی‌برد و آن را «مشکلی که نام ندارد» می‌نامید. او در کتاب خودش به نام «رازهای زنان» به ردگیری منشاء این مشکل پرداخت. او در این کتاب می‌گوید که از همان ابتدا عقیده داشته است که مشکل این زنان، فردی نبوده است. یعنی این زنان مشکل بیولوژیکی، هورمونی، جنسی یا دیگر اختلالات روانی نداشتند. بنابراین پاسخ این مساله را در جای دیگری باید جستجو کرد.                                                                                                                           

فریدن پس از صحبت کردن با صدها زن دریافت که منشاء افسردگی آن‌ها «بحران هویت» است. از یک طرف، از دوران کودکی به زنان گفته شده بود که پس از ازدواج و بچه‌دار شدن، ارضاء و خوشبخت خواهند شد ولی از طرف دیگر، واقعیت این بود که آن‌ها هر چه بیشتر انرژی خود را تنها صرف ایفای نقش‌های سنتی زنانه می‌کردند، بیشتر و بیشتر احساس ناخشنودی و غمگینی می‌نمودند. یکی از مادران جوان به فریدن گفت: «من هر کاری که یک زن قرار است انجام دهد انجام داده‌ام- کارهای ذوقی، باغبانی، آشپزی، خیاطی، ترشی انداختن، مربا درست کردن و ... امّا ناراحت و غمگینم. من احساس می‌کنم شخصیت مستقلی ندارم. حس می‌کنم خدمتکاری هستم که باید آشپزی و رختشویی کنم و نیازهای دیگران را برآورده کنم. بالاخره من کیستم؟» زن دیگری به او گفته بود که همه چیز در زندگی دارد- شوهری که در حرفه‌اش در حال ترقی است، یک خانه زیبا و دوست داشتنی و پول کافی. امّا صبح‌ها که از خواب بلند می‌شود چیزی وجود ندارد که در انتظارش باشد. او این پرسش را مطرح کرده بود که آیا این تمام چیزی است که در زندگی وجود دارد؟                                                                                    
در هند سنت‌ها بسیار قوی هستند و بسیاری از جنبه‌های زندگی را دیکته می‌کنند. در هند، صرف نظر از تفاوت‌های مذهبی، طبقاتی یا محلی، سنت‌ها الزامات خاصی بر شیوه زندگی زنان قرار می‌دهند، از نحوه لباس پوشیدن گرفته تا رفت و آمد با دیگران، نوع کاری که می‌توانند انتخاب کنند و امثال آن. روان‌شناسان مشاهده کرده‌اند که دختران جوان همچنان که به دوران بلوغ و زنانگی رشد می‌یابند، بیشتر و بیشتر از نقش‌های زنانه‌ای که از آنان خواسته می‌شود پیروی می‌کنند. برای مثال، دختران در دبستان معمولاً نمرات بهتری از پسران می‌گیرند و غالباً رتبه‌های اول از آنِ آن‌هاست. امّا در دبیرستان و در امتحان ورودی دانشگاه معمولاً عملکرد تحصیلی آن‌ها به نحو قابل ملاحظه‌ای افت پیدا می‌کند و آن‌ها پشت سر پسران قرار می‌گیرند. برخی ممکن است چنین استدلال کنند که دختران قادر به کنار آمدن با درس‌های تخصصی و پیشرفته نیستند امّا مطالعات وسیعی که صورت گرفته نشان می‌دهد که زنان به نوعی نسبت به این که دستاوردهای زیاد در زندگی، امری «غیر زنانه» است، شرطی شده‌اند.               
در کنار این بخش سنتی جامعه، زنان تحت تاثیر مزایای زندگی مدرن نیز قرار گرفته‌اند. تحصیل، کار، دوستان و درآمد زنان، به نحو فزاینده‌ای تصویری که آن‌ها از خود داشته‌اند را تغییر می‌دهد. زنان جوان، بیشتر و بیشتر به این عقیده می‌رسند که دیگر در چهارچوب نقش سنتی زنان به عنوان «همسر» و «مادر» نمی‌گنجند. آیا دوران تجدّد به همراه خود «بحران هویت» را برای زنان به ارمغان آورده است؟ ما امروزه را از واکنش‌های زنان  به شرایط اجتماعی‌شان از درون داستان‌ها و زندگی‌نامه‌هایی که می‌نویسند، فیلم‌هایی که می‌سازند و امثال آن‌ها درک می‌کنیم.                                                                      
آنچه فریدن در دهه شصت در مورد زنان آمریکایی مورد بحث قرار داد و به احتمال زیاد در مورد زنان هندی و یا هر جای دیگری در دنیا نیز صادق است این است که باید به زنان اجازه داده شود تا فعالیت‌هایی که باعث رشد و تقویت هویت‌شان می‌شود را دنبال کنند. ایده «زنانه» و «مردانه» که به طور مصنوعی توسط اجتماع ساخته شده است سعی دارد که انسان‌ها را در این دو قالب جداگانه جای دهد و این امر منجر به نارضایی و سرخوردگی آنان می‌گردد. زنان نیز همانند مردان، موجودات خلاقی هستند. غالباً ایده‌های «زنانگی» جنبه‌های خلاقیت زنان را سرکوب می‌کنند. زنان چیزی بیشتر از همسر و مادر هستند. برای بسیاری از زنان، یک حرفه کاری، چیزی است که به آن‌ها حس زنده بودن و هدفمند بودن می‌بخشد. البته نمی‌توان به سادگی نتیجه گرفت که یک الگو برای تمام زنان مناسب است اما یک چیز را می‌توان با اطمینان گفت و آن این که زنان باید فرصت داشته باشند تا چیزهایی که خشنود و ارضایشان می‌کند را مورد نظر قرار دهند. اگر محیطی زنان را چنان بار بیاورد که در مورد خودشان فقط به عنوان ابزار تولید مثل فکر کنند، در بلند مدّت، آن‌ها دارای شخصیت سرکوب شده و گرفتار بحران هویت خواهند شد

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 19:26  توسط atefe | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام من atefe هستم ، 21 ساله دانشجوی رشته ی روانشناسی
قبلا هدفم از ساختن این وبلاگ مسائل روانشناسی و مشکلات زنان بود ـ ولی هم اکنون در این وبلاگ مطالبی درج میگردد که مربوط به زنان و سختی ها و بی عدالتی هایی است که از جنس مخالف خود میبینند

نوشته های پیشین
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
پیوندها
وسوسه ی زن ایرانی
اشک بی کسی<عسل>
زنان
حس گرما
هستی<هر لحظه مجالی تازه برای تصمیمی تازه >
جوون ایرونی
وهم سبز رنگ
کورسو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان